ماهواره ، طاعون فرهنگي زمان

نوشته شده توسط:سجاد رضاپور | ۰ دیدگاه

ماهواره ، طاعون فرهنگي زمان

اثيرات گوناگون رسانه هاي ارتباط جمعي مباحث گسترده اي است که در حال حاضر در اکثر

کشورهاي جهان جريان دارد . هر کدام از وسايل ارتباط جمعي بر دريافت و استنتاج و انتقال

واقعيت ها به جهان انديشه و حتي دگرگوني آداب و سنن اجتماعي ما داراي تاثيرات ويژه اي است .
انقلاب جهاني ارتباطات علاوه بر افزايش رسانه هاي ارتباط جمعي ، تحول نمادها و باورها را نيز به

ارمغان داشته است . در سايه اين تحول ، رسانه هاي گروهي زمينه رشد آگاهي و شناخت

اجتماعات بشري را مهيا ساخته اند و ظاهرا اجتناب ناپذير مي نمايد که همزمان با تعداد رسانه هاي جمعي ، تاثير آنها بر هويت و فرهنگ جوامع مختلف چشمگير است. در واقع مي توان گفت ; تاثيري که رسانه هاي جمعي بر فرهنگ و ساختارهاي اجتماعي و نظام بين المللي دارند ، سبب شده به نوعي همه دنيا با چالشي به اسم بحران هويت روبه رو شوند ، بحراني که رفته رفته به افول فرهنگ و بي هويتي مبدل خواهد شد .

در اين ميان برنامه هاي ماهواره اي و به طور اخص ، تلويزيوني نقش پررنگ تري در اين تحول و دگرگوني فرهنگي دارند ، رسانه هاي تصويري مثل ماهواره با برنامه هاي تفريحي و سرگرم کننده در دراز مدت ، يکسان سازي سليقه قشرهاي عظيم جامعه را باعث خواهد شد و از سوي ديگر اين ابر رسانه ايجاد شکاف هاي جديد طبقاتي و تعمق آنها را باعث مي شود . شبکه هاي تلويزيوني نيز از طريق ماهواره با تمام نقاط دنيا ارتباط برقرار مي کنند و فرهنگ قالب بندي شده فرستنده اين نمادها و پيام ها ، بدون هيچ مقاومتي در اختيار گيرنده قرار مي گيرد و وارد کانون خانواده و سپس وارد جوامع مي شود . براي آنکه ماهواره و يا تلويزيون به عنوان نافذترين و گسترده ترين وسيله ارتباط جمعي بتواند در خدمت اهداف مورد نظر يک جامعه قرار گيرد و زيان هاي جسمي ، روحي ، اثرات فردي و اجتماعي آن افزوده نشود ، بررسي هاي چند جانبه و پيوسته و همچنين پيشگيري هاي علمي و اجتماعي اجتناب ناپذير است .  امروزه که رشد وسايل ارتباط جمعي الکترونيکي و امکانات روزافزون فني و صنعتي آن حد و مرزهاي مطلوب را گذاشته و نه تنها روابط انساني با يکديگر ، حتي نحوه استفاده انسان ها از اين وسايل را دگرگون ساخته و ما شاهد ابراز نگراني ها و هشدارهاي فرزانگاني در اين سو و آن سو هستيم .
افول فرهنگ از پيامدهاي همه گير و عمومي برنامه هاي ماهواره اي است. از ديگر پيامدها و معضلات برنامه هاي ماهواره اي ، رشد روزافزون بي سوادي عمومي به جهت تماشاي بي حد اين برنامه ها و عدم تمرکز و تفکر نسبت به موضوعات و مطالب مختلف ، کاهش دادوستدهاي عاطفي و اجتماعي در روابط انسان ها با يکديگر ، رنگ باختگي ارزش هاي انساني و باورهاي مذهبي و نمادهاي ملي و ميهني و در نتيجه خطر سقوط فرهنگ اجتماعي بيش از هر زمان ديگر است و اين معضلات نه تنها کشورهاي متمدن اروپايي و امريکايي ، بلکه سراسر جوامع دنيا را در معرض تهاجم قرار مي دهند .
متاسفانه در اين روزگار ، روز به روز به شمار افرادي که دائما در کنجي لميده و به تماشاي برنامه هاي مختلف ماهواره مشغول هستند ، افزوده مي شود و انسان فعال و محرک و خلاق گذشته به يک تماشاچي منفعل مبدل شده و هر قدر که اين وسيله پيام رساني ، بر سرعت جابه جايي و نقل و انتقال اطلاعات و گزارش وقايع از مکاني به مکان ديگر مي افزايد ، همان مقدار سرعت انتقال و تحرک را از بيننده خود مي ربايد و عاملي براي سکون و رکود انسان مي شود . مشکل ديگر اينجاست که ماهواره امروزه ، ابراز انتقال علم و دانش محسوب نمي شود ، بلکه وسيله اي براي وقت گذراني است !
هر آنچه را که برنامه هاي ماهواره اي ارائه مي دهند همزمان براي تمامي افراد گيرنده يکسان است . ولي گروه بندي ها و طبقات اجتماعي و سنين متفاوت بينندگان و تفاوت درک و شعور و سلايق انسان ها در محتواي اين برنامه ها به چشم نمي خورد . گستردگي بي نظير ماهواره به عنوان ابررسانه جمعي در بين جوامع مختلف به عنوان وسيله ارتباطي و حضور آن حتي در حريم خلوت و خصوصي مردم ، اين ابزار را به عنوان قابل قبول ترين پيام آور و پذيرفتني ترين فرمانرواي اجتماعي و فرهنگي تبديل کرده است . تخريب فرهنگي در جوامع امروزي مي تواند با رسانه هاي نوشتاري نيز صورت گيرد . ولي ماهواره و يا تلويزيون به عنوان محسوس ترين و تاثيرگذارترين رسانه همچنان در حال يکه تازي در عرصه اجتماعي جوامع است. چرا که بدون اتلاف وقت و رفت و آمد براي خريد روزنامه و مجلات و حوصله براي خواندن مطالب آنها ، جعبه جادويي تلويزيون با برنامه هاي متنوع و تاثيرگذاري عميق تر نقش تمامي رسانه ها را به تنهايي ايفا مي کند . بهره بيشتر از اين برنامه هاي ماهواره اي را ، سياستمداران کشورهاي استعمارگر مي برند ، در نظم نوين جهاني يا بهتر بگوئيم دنياي تک بعدي امروزي ، اين کشورها در تلاش هستند که از طريق تصاوير و برنامه هاي جذاب و فريبنده ماهواره اي افراد ديگر جوامع و بالاخص جوانان آن را شيفته فرهنگ وارداتي و نسخه پيچ شده خود کنند. ورود ماهواره به جهان سوم ، علي الخصوص ملت هايي که باورهاي ديني و سنتي آنها باعث تعالي روح و سالم سازي آن جامعه بوده ، اثرات مخرب بيشتري ايجاد مي کند .
اين معضل به صورت ناخواسته وارد جامعه ما نيز شده و آنچه امروز در بررسي رسانه هاي جمعي جامعه جلب توجه مي کند ، اين واقعيت که ، رسانه ها و پيامدهاي ارسالي آن به هيچ وجه بيانگر افکار عمومي جامعه ما نيستند ، بلکه تصوير واقعي جامعه با وجود افکار عامه پسند و براساس آنچه که هست ، در رسانه ها تجلي مي يابد و عدم برخورداري از اين واقعيت ، گرايش به حقيقت سراب نماي ديگر رسانه ها را قوي تر مي کند. در کنار اين مسائل ، رشد و گسترش تکنولوژي ارتباطات و بهره گيري قشرهاي معين جامعه از اين وسيله باعث ايجاد شکاف طبقاتي در يک جامعه مي شود .
بديهي است در مقابل هجوم فرهنگي بايد مقابله فرهنگي صورت گيرد. برنامه سازان فرهنگي و هنري و سازمان هايي مانند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ، سازمان هاي تبليغات اسلامي ، نظام آموزش و پرورش ، نظام آموزش عالي و ديگر ارگان هاي دولتي بايد در بخش غني سازي و سالم سازي فرهنگ سرمايه گذاري کنند .
در مقابل تهاجم فرهنگي بايد القاي فرهنگي صورت گيرد تا موثر واقع شود ، بايد فعاليت ، برنامه سازي ،تفريحات سالم و امکانات کافي ايجاد شود . چرا که منع و مقابله تنها راه حل نيست.
اروميه نيز به عنوان شهري کوچک با امکانات بسيار کم اقتصادي ، فرهنگي و غيره از اين قاعده مستثني نيست ، يعني تمامي معضلات و مشکلاتي که همچون سيل عظيم کانال هاي ماهواره اي را دارا است.
شهر کوچک اروميه در مقايسه با تهران پايتخت و يا ديگر شهرهاي بزرگ کشور ، به جرات مي توان گفت که هيچ نشاني از پيشرفت و فن آوري و امکانات و بايدهاي يک جامعه پويا را ندارد . امکاناتي نظير برنامه هاي متنوع صدا و سيما ، مکان هاي تفريحي ، مراکزي براي ارائه آرا» و عقايد و نيازهاي همه اقشار و از همه مهم تر نسل جوان و يا کانال و راهي که اين نيازها به گوش مسئولان برسد .
تاکنون راه حل عملي براي اين معضل صورت نگرفته و در حد پيشنهاد و نظر راه هايي ارائه شده است .
مسئولان نيز بايد امکانات مالي و نيروي انساني لازم براي مقابله تلويزيوني و تهيه برنامه هايي که جاذبه ماهواره را تحت الشعاع قرار دهد ، فراهم کنند و اين مسئله عظم ملي و پشتوانه مالي ميهني را مي طلبد تا پادزهري قوي جهت سم زدايي و يا واکسينه کردن اقشار مختلف جامعه و فرهنگ و باورهاي ملي باشد .

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه